تبليغاتX
گمشده در تاریکی
نامه ي امام خميني به همسرش
 

اين نامه در فروردين ماه 1312 از بندر بيروت(جهت عزيمت با كشتي به عربستان براي انجام اعمال حج) نوشته شده است .

" تصدقت شوم، الهي قربانت بروم. در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آئينه قلم منقوش است .عزيزم! اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش، در پناه خودش حفظ كند. (حال) من با هر شدتي باشد مي گذرد ولي بحمدالله تاكنون هر چه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم.حقيقتاً جاي شما خاليست فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد .صد حيف كه محبوب عزيزم  همراه نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد.

در هر حال امشب شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم، از قرار معلوم و معروف، يك كشتي فردا حركت مي كند ولي ماها كه قدري دير رسيديم، بايد منتظر كشتي ديگر باشيم، عجالتاً تكليف معلوم نيست. اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم كه همه ي حجاج را موفق كند به اتمام عمل، از اين حيث قدري نگران هستيم ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت، بلكه مزاجم بحمدالله مستقيم تر و بهتر است.خيلي سفر خوبي است. جاي شما خيلي خيلي خالي است.

دلم براي پسرت(سيد مصطفي) قدري تنگ شده است. اميد است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر به آقا و خانم ها كاغذي نوشتيد سلام مرا هم برسانيد...

تصدقت،قربانت_روح الله"

                                                                                                        (صحيفه امام ،جلد 1)

 

پي نوشت:  اين روزا بيشتر از زندگي سياسي امام حرف مي زنند، از انقلاب، از سياست، از ...

نمي دونم چرا يه دفعه به سرم زد كه از زندگي خصوصي امام بنويسم. برام جالبه ايشون با اون همه اقتدار و صلابت و اعتماد به نفسي كه داشت، مردي كه بدون هيچ واهمه اي شخص اول مملكت رو با اون لحن مورد خطاب قرار ميده، مردي كه تو بهشت زهرا اونطور فرياد ميزنه كه: "من تو دهن این دولت می زنم" ... چه زيبا و با احساس نامه براي شريك زندگيش مي نويسه ...

شايد ربط نداشته باشه اما براي من معنا داره... 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386   توسط مخلوق  | 

 

  RSS